من اگه یه روزی دختردار شدم....
-
تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 20:02
طوری تربیتش میکنم که هیچوقت مثل من فکر نکنه که چون دختره پس نباید تنها سفر بره نباید آزاد باشه باید یاد بگیره از خودش دفاع کنه تنهایی خوش بگذرونه به آدما وابسته نشه اینکه فک نکنه با ازدواج میتونه هر جای دنیا که خواست بره قبلشم بتونه....مثل مادرش نباشه خودش رو پاهای خودش بایسته برا هر چیزی محتاج نباش...
انصراف از تحصیل
-
تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 20:21
از همین دیشب حالم خیلی گرفته س هی دارم با خودم میگم ارزش داره آیا واقعا ارزش داره تو رشته ای که هیچ علاقه ای بهش ندارم و هیچ آینده ای رو نمیتونم برا خودم متصور بشم این همه استرس رو تحمل کنم اینهمه کارایی رو انجام بدم که واقعا هیچ علاقه ای بهشون ندارم
من نمیدونستم
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 12:36
من فک میکردم دخترداییم اینجا قبول شه میشه یارویاورم همرازم دوستم رفیقم !دیگه تنها نیستم نمیدونستم میشه دشمنم نمیدونستم هرچیزی رو به نفع خودش درباره من بزرگ میکنه ....نمیدونستم وگرنه غلط میکردم آرزو کنم.... آدمایی که برا توجیه کارای خودشون بقیه رو میک
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 12:36
حقیقتش اینه که فکر میکردم بالاخره روزایی میان که دوستای خیلی زیادی پیدا میکنم که پایه هرجور سفر و گردشی هستن کلا آدمای باحالی باشن و این حرفا اما من هر روز دارم تنهاتر میشم از هرنظر برا همینه که دیگه نمیتونم رو این خواسته سرپوش بذارم ک شاید اگر ازدوا
دلم شکست واقعا
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 12:36
میدونی دخترداییم تو خونه ما بزرگ شد به خاطر طلاق پدر و مادرش مادر من عهده دار مسئولیتش شد من خیلی دوسش داشتم یعنی همیشه بچه که بودم خوشحال میشدم بیاد خونمون خیلی از مشکلات الان خواهرم ناشی از اونوقتاس اون به مامان من میگفت مامان وقتی با خواهرم دعواشو
بی پولی
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 12:36
به نظرتون یه ادم چقدر میتونه خیال پرداز و رویایی باشه؟اونقدر که فقط سی تومن تو حسابش پول باشه ولی بره سایتو نگا کنه ببینه تئاتر تا کی وقت داره از غیب قراره پول برسه احیانا؟
تنهایی شاخ و دم داره؟
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 12:36
دلمو صابون زده بودم این هفته بعد امتحان برم تهران...دلم گرفته وا نمیشه لامصب از اونجایی ک تنها رفیقم تو تهران لیلاس بهش گفتم گفت امتحان داره...خونه فامیلم ک نمیشه رفت خونه یکی بری اون یکی گله میکنه به دخترعموم پیام دادم ک اگه رفتن مسافرت منم ببرن به
دوست خوب❤
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 12:36
بعد از مدتها پیشنهاد داد که بریم بیرون منم هم حوصله م سررفته بود و اصلا خودمم دوست داشتم برم بیرون اما هیچکی رو پیدا نمیکردم قرارمون شد امروز صبح خواب موندم و کلاس نرفتم اصلا همین موندن تو خونه همیشه عامل دعواست باورتون نمیشه من با ترس و لرز لاک میزن
یکیم نداریم...
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 12:36
یکیم نداریم برامون بخونه:"گاه لیلا، گاه مجنون میکند گرگ و میش چشم آهویت مرا"اونم شانس من بود"چشمات کوچیکه"
تابوهای جنسیتی
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:38
خب میدونین هر چیزی احتمالا برا یک دختر تابو محسوب میشه میدونین وقتی تا به حال پاییز جنگل نرفته باشین طبیعت ندیده باشین شهرتون پارک قشنگی نداشته باشه که از دیدن برگهای پاییزی روی زمین سرخوش بشین و پاییزو با قشنگیاش ببینین میدونین اینکه آخرین ترمی باشه
روزمرگیهام
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:38
بخشکی شانس و این حرفا رو که بذاریم کنار!به نظرم من خیلی آدم منفوری به نظر میام یا اینکه دیده نمیشم که الان هیچ کس پیشنهاد نداده گروه اکسترنیش باشم از شانس و این حرفا گذشته مشکل از منه به قول شمس تو کتاب ملت عشق آدم عاشق علت هر چیزی رو در خودش جویا می
این روزها
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:38
این روزا خیلی بیمارستانم برا پر کردن لاگ بوک خیلی زمان میبره پیدا کردن کیسها مثلا امروز دو ساعت تو شهید مدنی الاف بودم آخر یه کراکل کورس پیدا نکردم یه ادم ریه پیدا نشد بعضی روزا از فرط خستگی و نایافتنی بودن کیسها دوست دارم به زندگی پایان بدم فقط! *از
پاییز فصل آخر سال است!
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:38
این کتاب رو همین امروز خوندم و تمومش کردم انگار همه شخصیتها من بودم جنبه های مختلف من لیلی آرام و خودآزار که منتظر دعوت شوهرش مانده بود و انتظار داشت به خاطر او نرود کانادا اما رفته بود...مثل من که خیلی وقتها انتظاراتی دارم که بیجاست به نظر بقیه...مث
فوبیا یا حال ناخوش احوال یا نمیدونم
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:38
من از همون بچگیم از بحث کوچیک پدر و مادرم ناراحت میشدم یا ته دلم نمیدونم چه اتفاقی میفتاد ترس؟ناراحتی؟نمیدونم نمیدونم بقیه چطورین ولی من انگار هربار از گوشه امنم میکشیدن بیرون انگار امنیتتو ازت میگیرن خب میدونی ینی چی؟الان که هر روز و هر روزم پر از ن
انصافانه س؟
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:38
صبح روز شنبه من اینطوری شروع میشود:چرا عکس موباز در پروفایلت هس؟هنوز خواب از سرم نپریده و حرفهایش را به درستی هضم نکرده ام که ادامه میدهید دخترداییت عکس موباز گذاشته پروفایلش و گفته خب چه فرقی دارد فاطمه هم عکس موباز گذشته و من باید توبیخ بشوم ک بچه
جهل یا...
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:07
یکی از دلایلی که ما در حال درجا زدنیم و هیچ پیشرفتی در هیچ زمینه ای نداریم چه علمی چه اجتماعی چه اقتصادی و یا فرهنگی جهله منم شاید یکی از اون آدمهای جاهل باشم ولی دست کم این رو قبول کنین که واقعا چطور در عصر حاضر یک زن دهه شصتی ک از قضای روزگار تحصیل کرده هم هست بگه که من میترسیدم تا پنج ماهگی که حا...
میفهمی لحظه لحطه زندگیت درد بکشی برای کاری که نمیتونی بکنی
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 21:33
برای اینکه نمیتونی هیچ کاری کنی که اوضاع بهتر بشه برا اینکه نمیشه یه فردو از تو خاک کشید بیرون که تو رو خدا بیا بیا و این وضع نا به سامانو درست کن ینی چی؟هیشکی از اینکه تو خونه اون یکی چی میگذره خبر نداره منم و حرفای نگفته و بالش خیس از اشک...
لحظه ها پشت سر هم میروند...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:45
یادمه ترم۲ بودم بابام منو جمعه ها از خونمون میاورد تا خوابگاه جمعه هایی که میگفتم بابا یکم دیرتر بریم بابا یکمم اینجا داخل محوطه رو بگردیم بابا شب دلتنگ میشم آخه....بابا... یه بارش بابا که داشت خدافظی میکرد اشکام سرازیر شد بابا بغلم کرد و تو گوشم گفت:هر طوری که شده میارمت تبریز بابا جون.... گفت و نش...
از وقتی که یادم میاد شانس نداشتم!
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 20:07
همیشه از مباحثی که فکرشم نمیکنم سوال میاد از مباحثی که من نخونده ام سوال میاد روزی که من نرم سر کلاس ح غ میشه هیچوقت دیده نمیشم هیچوقت کسی دوستم نداره هیچوقت.... از وقتی یادم میاد اکثرا تو گروه بندیا بدترین گروه مال من بوده ولی تازمانی که ورودی و دانشگاه خودم بودم اوضاع بهتر بود اونجا حداقل آقای نم
هیچوقت
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 20:07
من هیچوقت محبوب نبودم هیچوقت دوست داشتنی نبودم هیچوقت هیچوقت +لحظاتی وجود دارند که در آن همه چیز ما را خسته میکنند حتی همان چیزی که سبب ِ بازیابی ِ نشاط ِ ما می شدند...