خرید بک لینک
طوری تربیتش میکنم که هیچوقت مثل من فکر نکنه که چون دختره پس نباید تنها سفر بره نباید آزاد باشه باید یاد بگیره از خودش دفاع کنه تنهایی خوش بگذرونه به آدما وابسته نشه اینکه فک نکنه با ازدواج میتونه هر جای دنیا که خواست بره قبلشم بتونه....مثل مادرش نباشه خودش رو پاهای خودش بایسته برا هر چیزی محتاج نباشه محتاج آدما،مادرش پدرش یا مردی که از راه برسه و خوشبختش کنه و اونوق تازه بخواد خوش بگذرونه اینقدر رو پای خودش وایسه که اعتماد به نفس داشته باشه و از مسخره شدن توسط پسرا نترسه و اعتماد به نفسش پایین نیاد اینکه به خودش ارزش دادن ربطی به نوع لباس و پوشش نداره اون زمانی به خودش ارزش داده که به تنهایی خوشحال باشه بدون پدرش بدون مادرش....براش میگم از روزایی که بابا نبود و من چقدر احساس بی عرضگی داشتادامه مطلب

برچسب: دختردار, نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 20:02

از همین دیشب حالم خیلی گرفته س هی دارم با خودم میگم ارزش داره آیا واقعا ارزش داره تو رشته ای که هیچ علاقه ای بهش ندارم و هیچ آینده ای رو نمیتونم برا خودم متصور بشم این همه استرس رو تحمل کنم اینهمه کارایی رو انجام بدم که واقعا هیچ علاقه ای بهشون ندارمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 20:21

من فک میکردم دخترداییم اینجا قبول شه میشه یارویاورم همرازم دوستم رفیقم !دیگه تنها نیستم نمیدونستم میشه دشمنم نمیدونستم هرچیزی رو به نفع خودش درباره من بزرگ میکنه ....نمیدونستم وگرنه غلط میکردم آرزو کنم.... آدمایی که برا توجیه کارای خودشون بقیه رو میکادامه مطلب

برچسب: نمیدونستم, نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 12:36

حقیقتش اینه که فکر میکردم بالاخره روزایی میان که دوستای خیلی زیادی پیدا میکنم که پایه هرجور سفر و گردشی هستن کلا آدمای باحالی باشن و این حرفا اما من هر روز دارم تنهاتر میشم از هرنظر برا همینه که دیگه نمیتونم رو این خواسته سرپوش بذارم ک شاید اگر ازدواادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 12:36

میدونی دخترداییم تو خونه ما بزرگ شد به خاطر طلاق پدر و مادرش مادر من عهده دار مسئولیتش شد من خیلی دوسش داشتم یعنی همیشه بچه که بودم خوشحال میشدم بیاد خونمون خیلی از مشکلات الان خواهرم ناشی از اونوقتاس اون به مامان من میگفت مامان وقتی با خواهرم دعواشوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 12:36

به نظرتون یه ادم چقدر میتونه خیال پرداز و رویایی باشه؟اونقدر که فقط سی تومن تو حسابش پول باشه ولی بره سایتو نگا کنه ببینه تئاتر تا کی وقت داره از غیب قراره پول برسه احیانا؟

برچسب: نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 12:36

دلمو صابون زده بودم این هفته بعد امتحان برم تهران...دلم گرفته وا نمیشه لامصب از اونجایی ک تنها رفیقم تو تهران لیلاس بهش گفتم گفت امتحان داره...خونه فامیلم ک نمیشه رفت خونه یکی بری اون یکی گله میکنه به دخترعموم پیام دادم ک اگه رفتن مسافرت منم ببرن به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 12:36

بعد از مدتها پیشنهاد داد که بریم بیرون منم هم حوصله م سررفته بود و اصلا خودمم دوست داشتم برم بیرون اما هیچکی رو پیدا نمیکردم قرارمون شد امروز صبح خواب موندم و کلاس نرفتم اصلا همین موندن تو خونه همیشه عامل دعواست باورتون نمیشه من با ترس و لرز لاک میزنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 12:36

یکیم نداریم برامون بخونه:"گاه لیلا، گاه مجنون میکند

گرگ و میش چشم آهویت مرا"
اونم شانس من بود"چشمات کوچیکه"

برچسب: نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 12:36

خب میدونین هر چیزی احتمالا برا یک دختر تابو محسوب میشه میدونین وقتی تا به حال پاییز جنگل نرفته باشین طبیعت ندیده باشین شهرتون پارک قشنگی نداشته باشه که از دیدن برگهای پاییزی روی زمین سرخوش بشین و پاییزو با قشنگیاش ببینین میدونین اینکه آخرین ترمی باشهادامه مطلب

برچسب: تابوهای, نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 13:38

بخشکی شانس و این حرفا رو که بذاریم کنار!به نظرم من خیلی آدم منفوری به نظر میام یا اینکه دیده نمیشم که الان هیچ کس پیشنهاد نداده گروه اکسترنیش باشم از شانس و این حرفا گذشته مشکل از منه به قول شمس تو کتاب ملت عشق آدم عاشق علت هر چیزی رو در خودش جویا میادامه مطلب

برچسب: روزمرگیهام, نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 13:38

این روزا خیلی بیمارستانم برا پر کردن لاگ بوک خیلی زمان میبره پیدا کردن کیسها مثلا امروز دو ساعت تو شهید مدنی الاف بودم آخر یه کراکل کورس پیدا نکردم یه ادم ریه پیدا نشد بعضی روزا از فرط خستگی و نایافتنی بودن کیسها دوست دارم به زندگی پایان بدم فقط! *ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 13:38

این کتاب رو همین امروز خوندم و تمومش کردم انگار همه شخصیتها من بودم جنبه های مختلف من لیلی آرام و خودآزار که منتظر دعوت شوهرش مانده بود و انتظار داشت به خاطر او نرود کانادا اما رفته بود...مثل من که خیلی وقتها انتظاراتی دارم که بیجاست به نظر بقیه...مثادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 13:38

من از همون بچگیم از بحث کوچیک پدر و مادرم ناراحت میشدم یا ته دلم نمیدونم چه اتفاقی میفتاد ترس؟ناراحتی؟نمیدونم نمیدونم بقیه چطورین ولی من انگار هربار از گوشه امنم میکشیدن بیرون انگار امنیتتو ازت میگیرن خب میدونی ینی چی؟الان که هر روز و هر روزم پر از نادامه مطلب

برچسب: نمیدونم, نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 13:38

صبح روز شنبه من اینطوری شروع میشود:چرا عکس موباز در پروفایلت هس؟هنوز خواب از سرم نپریده و حرفهایش را به درستی هضم نکرده ام که ادامه میدهید دخترداییت عکس موباز گذاشته پروفایلش و گفته خب چه فرقی دارد فاطمه هم عکس موباز گذشته و من باید توبیخ بشوم ک بچه ادامه مطلب

برچسب: انصافانه, نویسنده: آبتین موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 13:38

صفحه بندی